در غدیــر خم که نام برکـه ایست
داد احمــــد را خدا فرمــــان ایست
همرهان را خواند احمـد با شعف
رفتگـــــان باز آمدند از هــــــر طرف
از جهــــــــاز اشتـــــــران کـــاروان
منبـــــری برساختندش در میــــان
ابتدا احمــــــد به منبــــــر پا نهاد
پس علـــی را در کنارش جای داد
دست او بگرفت و کــرد او را بلنـد
بر ســــــــر دستش نبی ارجمنــــد
گفت یارب دوستانش دوست دار
دشمنانش را همی دشمن شمار
بارالهــــــا یـــــــار او را یـــــار باش
هر که خواهـد خوار او گو خوار باش
چون به پایان گفتـه احمد رسید
این خطاب از جانب ایــــــــزد رسید
دینتان کامــــل شد و نعمت تمام شد
خـــــدا راضی ازین دین و امام
کتابخانه شهید صدوقی فرادنبه...ما را در سایت کتابخانه شهید صدوقی فرادنبه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 68