شعر غدیر خم

خرید بک لینک

m7nb_57932-nazweb-ir.gif

در غدیــر خم که نام برکـه ایست

داد احمــــد را خدا فرمــــان ایست

همرهان را خواند احمـد با شعف

رفتگـــــان باز آمدند از هــــــر طرف

از جهــــــــاز اشتـــــــران کـــاروان

منبـــــری برساختندش در میــــان

ابتدا احمــــــد به منبــــــر پا نهاد

پس علـــی را در کنارش جای داد

دست او بگرفت و کــرد او را بلنـد

 بر ســــــــر دستش نبی ارجمنــــد

گفت یارب دوستانش دوست دار

دشمنانش را همی دشمن شمار

بارالهــــــا یـــــــار او را یـــــار باش

 هر که خواهـد خوار او گو خوار باش

چون به پایان گفتـه احمد رسید

این خطاب از جانب ایــــــــزد رسید

دینتان کامــــل شد و نعمت تمام شد

خـــــدا راضی ازین دین و امام

کتابخانه شهید صدوقی فرادنبه...

ما را در سایت کتابخانه شهید صدوقی فرادنبه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 68 تاريخ: جمعه 14 آذر 1399 ساعت: 3:21

صفحه بندی